نوشته شده توسط فاطمه حسینی |

سفرنامه دبی خانم فراهانی

مدت ها بود با یکی از دوستانم تصمیم به سفر به یکی از کشورهای  همسایه ایران داشتیم.پیشنهاد  دوستم رفتن به دبی بود.اما از آنجایی که ذهنیت خوبی نسبت به کشور های عربی نداشتم و به خاطر سفری که به کیش داشتم همیشه فکر میکردم دبی هم جایی مثل کیش هستش و به دوستم میگفتم دبی که چیزی نداره مثل کیش میمونه  و پیشنهاد من این بود که کشور دیگه ای انتخاب کنیم . اما همچنان دوستم اصرار رفتن به دبی داشت و اصرار او باعث شد که من کمی سرچ کنم و تحقیق کنم و بیشتر درباره دبی مطالعه کنم و از اونجا بود که کم کم نظرم تغییر کرد و قانع شدم به دبی بریم. اما همچنان ته دلم یه مقدار نگرانی نسبت به عرب ها داشتم.

در  حین همین سرچ های اینترنتی راجع به جاذبه های گردشگری دبی ،تفریحات، مراکز خرید و آژانس های هواپیمایی تور دبی با خانم هنرور عزیز آشنا شدم.البته نا گفته نماند که من با آژانس های دیگه ام تماس داشتم اما صبر و حوصله،پیگیری و صداقتی که در کلام خانم هنرور بود و تلاشی که ایشان انجام میدادند که مسافر با کمترین هزینه ها، بهترین خدمات را دریافت کنند باعث ایجاد حس اعتماد من نسبت به ایشان شد.
من و دوستم 2 بار تصمیم به رزرو داشتیم ، بار اول در شهریور 96 و دیگری برای ایام کریسمس 2018 اما هر دوبار بنا به دلایلی کنسل شد تا اینکه بالاخره اواخر بهمن ماه سفر ما اوکی شد، با توجه به راهنمایی خانم هنرور و انتظاراتی که نسبت به هتل،پرواز و...داشتیم، هتل جمیرا بیچ و پرواز امارات را انتخاب کردیم.
بعلت اینکه پیشنهاد دهنده قرارداد با خانم هنرور آژانس ایشان از طرف من به دوستم بود، به خاطر بی مسئولیتی هایی که متاسفانه از برخی آژانس ها دیده و شنیده میشود ، حقیقتش تا آخرین لحظه  در دلم نگرانی داشتم که یه موقع مشکلی پیش نیاد و باعث نشه در مقابل دوستم خجالت زده بشم اما خانم هنرور با صبر و حوصله تمام، پاسخگوی تمام نگرانی های من بودند .از بعد از قرارداد تا برگشت ما به ایران ، همواره با ما همراه ،در تماس و پیگیر بودند.
سفر ما شنبه 28 بهمن ساعت 5:40 صبح به مقصد دبی با یک پرواز خوب آغاز شد.حدود ساعت 7:30 صبح پرواز ما در فرودگاه دبی به زمین نشست و بعد از وارد شدن به فرودگاه بود که تمام ذهنیت من نسبت به دبی شروع به تغییر کرد و بعد از گرفتن چمدان ها و دیدن ترانسفر هتل، از فرودگاه به سمت هتل حرکت کردیم.تمام مسیر فرودگاه تا هتل من و دوستم هیچ حرفی با هم نمیزدیم و هر دو محو زیبایی ها، تمیزی، آرامش این شهر بودیم.

اصلا برام قابل درک نبود، اینجا یه کشور عربیه! اینجا واقعا یه کشور آسیایی هستش یا اروپایی! واقعا در نزدیکی ایران کشوری با این همه زیبایی و این همه پیشرفت وجود داره ........خلاصه هرچی میگذشت ذهنیت بد من نسبت به این شهر تغییر میکرد و بیشتر علاقه مند میشدم.

از لحظه ورود، ماشین ما به هتل برخورد خوب و محترمانه پرسنل هتل روبه رو بودیم. حدود ساعت 10 صبح کارهای مربوط به وردمون به اتاق انجام شد و تا ساعت 12 که اتاق ما آماده شود، در محوطه حیاط هتل بودیم و از هوای عالی و آرامش اونجا لذت میبردیم و در این فاصله با تور لیدر عزیزمان آقای حمید اعتماد ملاقات کردیم و کمی راجع به برنامه هایی که برای این چند روز داشتیم صحبت کردیم که به ما خبر دادن اتاق آماده است و از اونجایی که من و دوستم روز قبل سفرمان ، روز پرکار و خسته کننده ای داشتیم و به خاطر ساعت پروازمان شب قبل اصلا نتوانسته بودیم بخوابیم هر دو فوق العاده خسته بودیم و از خبر شنید آماده شدن اتاقمون حسابی خوشحال شدیم.

اما بعد از تحویل گرفتن اتاقی به اون زیبایی، تمیزی که یکی از نقاط ضعف من در در سفرها تمیزی محیط اتاقم هست و شدیداً به این موضوع حساسم و وقتی پرده اتاق را کنار زدم با دیدن منظره زیبا و ساحل فوق العاده زیبا و اون همه آرامش ، خواب از سر هردوتامون پرید، حیفمون اومد لحظه هامونو از دست بدیمو فقط اولین کاری که انجام دادم ،پیام دادن به خانم هنرور بود که تشکر کنم بابت تمام زحمات ،پیگیری ها و راهنمایی های خوبتون و اینکه دقیقا هتلمون همون جایی بود که ما انتظار داشتیم و همه چی عالی بود.
بعداز کمی استراحت، جابجایی وسایل هامون با هماهنگی های تورلیدرمون، تصمیم گرفتیم شب اول برنامه کشتی رو انتخاب کنیم ،كه تقريباً از ساعت ٧ شب اومدن هتل دنبالمون رفتيم نزديك برج الخليفه سوار كشتى که  شديم یه برنامه شاد در کشتی در کنار یه جمع دوستان ایرانی با اجرای موزیک و...بود.شب خوبی بود ولی حقیقتش خیلی باسلیقه و انتظار من جور نبود  بخاطر همین نمیتونم خیلی توصیه کنم حتما برید.قیمت کشتی 80 درهم با شام  بود باز ديد از برج العرب ٣٦٥ درهم بود كه همراه با يه نوشيدنى ساده در يكى از كافى شاپ هاى برج العرب كه اگر نوشيدنى گرونتر انتخاب كنن، ما به التفاوتش اضافه ميشه ، مثلاً من آبجو سفارش دادم ٤٥ درهم اضافه شد

روز دوم:

 بعداز صرف یه صبحانه فوق العاده عالی و مفصل که پیشنهاد میکنم که اگر جمیرا بیچ رو برای اقامت انتخاب کردید حتما صبحانه اتاق رو در محیط باز رستوران میل کنید.تصمیم گرفتیم از ساحل زیبا، هوای عالی ،آفتابی که حس زندگی میداد استفاده کنیم و بعداز ظهر هم رفتیم برای پیاده روی  در خیابان های اطراف هتل و آشنا شدن با منطقه جمیرا بقدری هوا در این فصل عالی هست که دلت میخواد تا میتونی نفس بکشی و لحظه هاتو از دست ندی.

شب با تور لیدمون قرار داشتیم، تا بریم به بازدید برج العرب،هتلی که در مجاورت جمیرا بیچ قرار داشت و به جرات میتونم بگم یکی از زیباترین ها بود و فوق العاده لاکچری ،رویای و از جمله برنامه هایی بود که پیشنهاد میدم حتما برید و واقعا ارزششو داره.

روز سوم :

 Wald wadi پارک آبی خیلی عالی بود،فقط یه مقدار در این فصل خنک بود که اگر مثل من سرمایی نباشید خیلی هم عالی بود.بعداز ظهر رفتم برای یک تجربه جدید کلا هدف من از سفرام اینه که تا جای ممکن از تفریحات اون منطقه استفاده کنم و خوش بگذرونم و از اونجایی که دنبال هیجان و تجربه های جدیدم، قبل از رفتنم به دبی یکی از علایقم بالن سواری بود ولی متاسفانه در مدت اقامت ما ظرفیت بالن سواری تکمیل بود و بعد از 3 روز انتظار به امید یه مورد کنسلی و باز شدن یه جای خالی ، تصمیم گرفتیم فرصت رو از دست ندیم و پرواز با هلیکوپتر از روی آب را تجربه کنم و به نوع خودش تجربه خیلی خوبی بود و از اونجایی که خداوند از علایق ،دنبال هیجان بودن من خبر داره از شانس من صندلی کنار کاپیتان قرار داشت ،20 دقیقه پرواز در آسمان دبی، دیدن زیبایی های این شهر خیلی حس خوبی بود.خلاصه اگر این سواری  رو دوست داشتید تجربه کنید از چند روز قبل از سفرتون از لیدرتون بخواید برای روز مد نظرتون رزرو کنه که مثل من به انتظار نباشید.

و بالاخره روز آخر : روزی که اصلا دوست نداشتیم بیاد ، دوست نداشتیم ساعت هاش بگذره ،دوست نداشتیم به لحظه پروازمون نزدیک بشیم .امروز روز سختی برای ما بود وقتی فکر میکردم از این همه آرامش و زیبایی خداحافظی کنیم.....

امروز از صبح زود بیدار شدیم تا بتونیم تا شب که ساعت پروازمون بود از لحظه هامون نهایت استفاده را کنیم.بعداز صرف صبحانه کمی در ساحل آرام و زیبا قدم زدیم آفتاب گرفتیم ، ساعت یک اتاقمون رو تحویل دادیم و از آنجایی که من و دوستم خیلی اهل خرید و پاساژ گردی نبودیم ، رفتن به مرکز خرید رو گذاشتیم برای روز آخر در فاصله ای که اتاقمون رو تحویل میدیم تا ساعت پروازمون، با سرویس های هتل رفتیم به مرکز خرید امارات مال، یه مرکز خرید خوب که اکثر برندها رو داشت ولی به نسبت گرون بود .اگر فقط به قصد خرید به دبی سفر میکنید و دنبال اجناس با قیمت مناسب هستید هتل جمیرا بیچ و امارات مال شاید گزینه های مناسبی نباشه چون علاوه بر گرون بودن امارات مال هزینه رفت و آمد هم در دبی بالاست و فاصله جمیرا بیچ تا مراکز خرید مرکز شهر تقریبا زیاد است ، اما اگر دنبال آرامش و ریلکس کردن هستید یکی از بهترین گزینه هاست.

و حالا 3 ساعت قبل از پرواز ، ساعت 5:30 ترانسفر آماده بود که بریم فرودگاه ، واقعا سخت بود در تمام سفرهایی  که تا الان داشتم همیشه روز آخر دلم میخواست برگردم خونه ، این اولین سفری بود که اصلا دوست نداشتم برگردیم. دل کندن از اون همه آرامش برامون سخت بود.از روزی که برگشتم فقط 2 روز اول حالم خوب بود بعد از اون همش دلتنگم، انگار یه قسمت از وجودم را اونجا جا گذاشتم.

پیشنهاد میکنم که اگر تابحال به این شهر سفر نکردید حتما برید و اصلا مثل من این ذهنیت رو نداشته باشید که یک کشور عربی و ... بلکه به یک کشور کاملا international سفر میکنید.

به نظر من فصل زمستان بهترین فصل برای سفر کردن به دبی هستش(هرچند من حاضرم وسط تابستون باشم و برم ).میتونم بگم بهترین سفری بود که داشتم تجربه بسیار عالی ای بود،واقعا از خانم هنرور عزیز بابت تمام زحماتش تشکر میکنم واقعا ببخشید که با سوالاتم اذیتتون کردم و مزاحم وقتتون شدم، توصیه میکنم با خیال راحت با ایشون سفر کنید.خیلی ممنون از کارشناس های فروش عالی که دارید همه چیز با برنامه ریزی عالی پیش رفت و مشکلی به وجود نیومد، امیدوارم باز هم باهاتون تجربه همسفری داشته باشم به زودی و روز به روز در کار وزندگیتان موفق باشید.

نفیسه فراهانی.

مقاله‌های دیگر